تبليغاتX
کاش سرنوشت اینگونه نمی نوشت

کاش سرنوشت اینگونه نمی نوشت

دیاری که در آن نیست کسی یار کسی...یارب ای کاش نیفتد به کسی کار کسی

سالن ژیمناستیک

سلام امروز می خوام یه سالن ورزشی بساز خوبی را به شما معرفی کنم

سالن ژیمناستیک شهید افتخار میرزا حسن پور

مربیان:اقیان عزیز افضلی فرد-مصطفی منظومی-جواد اکبری -و وحید الماسی(محسن پتی بور)

باید از شما متشکر باشم که  در طول این سال ها به من کمک کردین که در این رشته ورزشی کار کنم

نه تنها من بلکه تمام بچه

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 19:51  توسط رامین  | 

كد موزيك براي وبلاگ
 روي ادامه مطلب كليك كنيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 9:37  توسط رامین  | 

دوستان عزیز اگه می خواهین عکس های جور باجوری ببینید در روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:7  توسط رامین  | 

اگه شما کسی را دوست دارید اون شما را دوست ندارد

                                                                  اگه اون شما را دوست دارد شما اون را دوست ندارید

اگه هردو همدیگر را دوست دارید به هم نمی رسید

                                               چه می شد که خداوند عشق را   نمی افرید اصلا ما عاشق نمی شدیم

 

-عاشق می شود- به او نمی رسد ودر تنهایی میمیرد

نظرتان را راجع به این جمله بیا ن کنید

dooset daram

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 17:59  توسط رامین  | 

در کرانه های اسمان با تو بودن را خواستم

                                                           در سرزمین سبزه زارها با تو بودن را خواستم

در لحضه های شاد شاد زندگی با تو بودن را خواست

                                                           در بهشت خداوند با تو بودن را خواستم

ولی در این قلب کوچک خود عشق تو را خواستم  

 

                         

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 19:57  توسط رامین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 21:30  توسط رامین  | 

« سايت من تا اين لحظه 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 34 دقيقه از عمر خود را سپري كرده‌است »
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 20:0  توسط رامین  | 



+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 18:20  توسط رامین  | 

 

برای ساخت وبلاگ در پرشین بلاگ ازگزینه های بالا استفاده کنید اولین کاریکه باید بکنین در سایت ثبت نام کنین

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 18:13  توسط رامین  | 


 
مدیریت بلاگ
برای ایجاد وبلاگ در بلاگفا روبه رو را کلیک کنید ایجاد وبلاگ فارسیضمنا برای ورود به بخش مدیریت وبلاگ از عبارت پاین استفاده کنید

 

 

 

 


+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 18:10  توسط رامین  | 

اگه می خواهین امار وبلاگتان افزایش یابه این کد را کپیکنید ودر بخش ویرایش قالب وبلاگتان بزارید


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:32  توسط رامین  | 

از عمق دلت نگاه کن برای چند لحضه

 

کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع

پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن

سر مشـق کرد.کاش میشد کاش

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 18:49  توسط رامین  | 

خدایا برای وارد کردن عذاب و خشم خودت

 

بر این جامعه آیا احتیاج به پیغمبر داری؟

 

خدایا قوم هایی که عذابت بر آن ها نازل شد

 

 بیشتر از ما گناه کرده بودن؟

 

آیا گناهی بیشتر و بالاتر از اون چیزی که امروز انجام می دن هست؟

 

برو ادامه مطلب ميفهمي چرا اينا رو ميگم


 

love

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:39  توسط رامین  | 

تو فقط عشق مني

کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com

 

حق با اوست.....

اصرار های بی موردم.....

نه مرهمی بر زخمش میشود......

نه گره از این سکوت کشنده اش می گشاید......

شاید راز ماندگاری من در این باشد که همیشه باید بگذرم

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:37  توسط رامین  | 

سوختم باران بزن ...شاید تو خاموشم کنی...

سوختم باران بزن ...شاید تو خاموشم کنی...

 

شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی!

 

آه باران من سرا پای وجودم آتش است...

 

پس بزن باران...بزن شاید تو خاموشم کنی...

 

---------------------------------------------------

 


می خواهم به تمام کوچه ها و خيابانها بگويم تا آزاديم را جشن بگيرند

می توانم دوباره ـ آنچه را مهم نيست ـ بنويسم و به رخ ننوشته هايم بکشم

تمام روز را بنويسم و تمام شب را به جشن کلمات بروم

می توانم روی ريلها قدم بزنم بدون اينکه شرمنده قطاری شوم

اما من هنوز در مانده تر از هميشه  ريلها را احساس می کنم

 كوچه ها را می دوم ٬ خيابانها را پاس می دارم

خوشبختی از آن توست ٬ وقتی چشمهايت را بر منجلاب وجودم می بندی

خوش باش و بنويس . آنقدر که عاشقانه هايت را به نيايش بنشينی

بگو ... برقص ... بخوان ... بسرای هر چه را که مدت ها نگفته بودی

کسی جاسوسی تو را نخواهد کرد. کسی گنجينه ات را نخواهد گشود

من هم اينجا می مانم و در کنج نداريهايم تنها بسر می برم

حالا آرامشت را می ببينم و آزاديت را ... 

حتی خدا هم که هبوط می کند و ـ باز هم ـ‌ مرا نمی بيند که در خودم شکسته ام

تمام اشکهايم را زير آستين هايم و تمام احساسم را زير نگاهم پنهان خواهم کرد

حالا ٬ تو در دسترس همه چيز و همه کس هستی !!!

آزاديت مبارک

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:36  توسط رامین  | 

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:35  توسط رامین  | 

نه خیال فردا را خواهم؛

 

 نه توبه ی امروز را

 

 و نه گناه دیروز  را


نه گذر لحظه؛
 

 

 نه بازی های زمانه؛

 

 هیچکدام مرا نشکست

 

اما باز میگویند مجرمم چرا؟؟؟

اي دل نگفتمت حذر از راه عاشقي؟؟؟

 

 

 

 

 رفتي ؟

 

 

 

 

بسوز ، اينهمه آتش سزاي توست

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:33  توسط رامین  | 

 

سلام

 

دوستان گلم اگه خواستین میتونین اس ام اس های

 

 خوتونو به شماره زیربفرستین تا با نام خودتان در

 

 

 وبلاگ بذارم مرسی ۰۹۳۵۲۹۹۶۷۹۸

 

 

در ضمن با دکمه پایینی هم کاری نداشته باشید

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:32  توسط رامین  | 

پرش به سایت ها

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 18:47  توسط رامین  |